
آیا شما که صورتتان را
در سایه نقاب غم انگیز زندگی
مخفی نموده اید
گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه می کنید
که زنده های امروزی
چیزی به جز تفاله یک زنده نیستند ؟
گویی که کودکی
در اولین تبسم خود پیر گشته است ...
گفتم: چرا؟
گفت: چون از ته دل خوشحالم. اینجور خوشحالی ترسناک است.
پرسیدم: آخه چرا؟
جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد.
I crossed the oceans of tears
And sacrificed all these hearts
On the altar of you
But these same ghosts will haunt me
Until my last days
One by one risen from their graves
Telling me I'm not worth being forgiven
For the all hearts wide shut

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:40
مرد به رختخواب میرود، اما خوابش نمیبرد. ملحفه ها را می اندازد. سیگاری روشن میکند.
کمی مطالعه میکند. دوباره چراغ را خاموش میکند اما باز نمیتواند بخوابد.
ساعت سه صبح بلند میشود، در خانه دوست و همسایه اش را میزند،
پیش او درد دل میکند و به او میگوید که نمیتواند بخوابد و خوابش نمی برد.
از او راهنمایی میخواهد. دوستش پیشنهاد میکند که قدمی بزند. شاید خسته شود.
بعد باید فنجانی جوشانده برگ زیرفون ب

We're ruing to the edge of the world
Ruing, ruing away
We're ruing to the edge of the world
I don't know if the world will end today
برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 0:21